خدارو شکر باید اسم وبلاگمو عوض کنم

بااینکه مشکلات زیادی پیدا کرده بودم ولی به ساحل امن و امان رسیدم

خیلی بده از خیلی جهات

مثلا اینکه من بعد از قهرم خونه پدر همسرم نمیرم از اینکه نمیرم و اذیت نمیشم

خییلی خییلی خوشحالم از این بابت واقعا ارامش دارم

ولییی پسرم وقتی میفهمه میخواد بره اونجا انگار به خودش قبولونده که من نمیرم

برمیگرده به من میگه تو برو خونه کاراتو بکن

الهی بگردمش خودش میدونه من نمیرم

نمیدونم این زندگی غیر نرمال تا کی ادامه داره ولی میدونم همش تقصیر خانواده

همسرمه و باز بیشتر از همه تقصیر مامان همسرمه

بجای اینکه  همسرمو راهنمایی غلط کنه میتونست انسانی برخورد کنه

واگذارش میکنم به خدا

خدا جوابشو خودش بده چه تو این دنیا چه تو اون دنیا

انشالله 

/ 0 نظر / 15 بازدید